حسن حسن زاده آملى
339
ده رساله فارسى (فارسى)
حاصل عبارت بيرجندى اينكه ترتيب بين افلاك ستارهدار را به دو طريق تحصيل كردهاند يكى بطريق كسف ، و ديگر بطريق اختلاف منظر . اما بطريق كسف ترتيب بين قمر و متحيّره و ثوابت را بدست آوردهاند ، و همچنين ترتيب بين قمر و شمس را ، ولى حال شمس با سائر كواكب يعنى غير قمر بطريق كسف معلوم نمىگردد زيرا كه در وقت اقتران با شمس در تحت شعاع آن محترقاند و بصر از ادراك آنها عاجز است . اما بطريق اختلاف منظر معلوم شده است كه قمر تحت شمس و علويه و ثوابت فوق آنند زيرا كه اختلاف منظر قمر را بيش از اختلاف منظر شمس يافتهاند ، و ديدهاند كه در كواكب علويه و ثوابت اختلاف منظر منتفى است . اما در نسبت شمس با زهره و عطارد علاوه بر آنكه بطريق كسف معلوم نمىشود به آن طريق كه گفته آمد ، بطريق اختلاف منظر هم معلوم نمىگردد زيرا كه آلت ذات شعبتين كه بدان اختلاف منظر تحصيل مىشود بايد در سطح نصفالنهار منصوب گردد تا هنگام رسيدن كوكب به دائره نصفالنهار كه با دائره ارتفاع متّحد مىگردد قوس اختلاف منظر آن را بتوان معلوم كرد ، و لكن رؤيت كوكب گاه رسيدنش به دائره نصفالنهار در شب ميسور است ، و حال اينكه هر يك از زهره و عطارد از شمس چندان دور نمىشود كه گاهى شمس در تحت افق باشد آن دو بر دائره نصفالنهار فوق افق بوده باشند تا در شب افتند و مرئى گردند . لذا قاضىزاده رومى در شرح ملخص چغمينى بدنباله عبارتى كه در همين مطلب از وى نقل كردهايم گويد : و بقى الثانى ( يعنى كون الشمس فوق فلك الزهرة ) بل كونها فوق عطارد ايضا مشكوك فيه إلى هذا الأوان فان الآلة التى يستعمل بها اختلاف المنظر و هى ذات الشعبتين تنصب فى سطح دائرة نصفالنهار و هما عند وصولهما اليها غير مرئييّن